اوه اوه اشتباه نکنید، ماجرا اصلاً عشقی نیست. آخه خودتون که می دونید، الآن اصلاً فرصت این حرفا نیست.شروع ترمه و اگه کسی ترمشو با بی توجهی شروع کنه تا آخرش درجا می زنه (دقیقاً مثل لحظه ی تحویل سال).
بیایم همون طوری که که تو لحظه ی تحویل سال از خدا می خوایم که " حول حالنا الی احسن الحال " کنه، الآنم از خدا بخوایم مارو به بهترین حال و اوضاع برسونه.یعنی مثلاً شاگرد اول بشیم!!! تعجب نکنید، این موضوع اصلاً دور از دسترس نیست. به ترمای گذشته نگاه نکنید، به قول آقای کوئلیو، نویسنده ی بزرگ برزیلی: "اگه گذشته ای داری که ناراحتت می کنه، همین حالا اونو فراموش کن، سرگذشت جدیدی برای خودت بساز و به اون ایمان داشته باش."
ایمان، ایمان نه تنها به اون سرگذشتی که برای خودت ساختی (که مثلاً از ترم اول تا حالا همیشه و بدون استثنا شاگردبودی یا معدل الف یا...) ، بلکه به اینکه از حالا به بعد می خوای و می تونی از افراد برتر کلاس باشی و آخر ترم هم اسمت می ره روی پانل (البته نه با عنوان مشروطی ها!).
باور کنید که این مسئله یعنی ایمان داشتن، خیلی مهمه. طوری که همون آقای کوئلیو در جای دیگه ای میگن: "تلاش، بدون ایمان به پیروزی، نبردی از پیش برده را به باخت تبدیل خواهد کرد."
پس علاوه بر اینکه تلاشمونو چند برابر می کنیم، باید به تلاشمون وبه نتیجه ای که منتظرمون نشسته تا ما دستمونو دراز کنیم و بگیریمش، ایمان داشته باشیم. امیدوارم که هممون نتیجه خوبی بگیریم.
هدف
هممون یادمون میاد که وقتی بچه بودیم و شاید حتی مدرسه هم نمی رفتیم، هر کسی ازمون می پرسید می خوای چیکاره بشی؟ به دنیای آمال و آرزوهامون پا می ذاشت و ما گاهی در قالب جملات شکیل و زیبا و البته پر محتوا (!)، خواسته مون و همراه با اون دلیلش رو برای طرف مطرح می کردیم. مثلاً می گفتیم: می خوام دکتر شم تا مریضارو خوب کنم، یا چمی دونم مهندس آب شم تا سیستمهای آبیاری درست و حسابی طراحی کنم.
دریغ که تو اون زمان نمی فهمیدیم که طرف می خواد با این سئوالش کاری کنه که ما مثل بقیه ی کارای زندگیمون، برای درس خوندنمونم هدف تعیین کنیم. ولی نه تنها اون موقع درک نمی کردیم، بلکه تا چند سال پیش که دوران طلائی دبیرستان رو سپری می کردیم، هم اگه مشاور مدرسه ازمون همون سئوالو می کرد، نمی تونستیم دقیق بگیم دکتر یا مهندس آب!
البته خب اون موقع تا حدی هم حق با ما بود. چون پیش بینی اینکه هرکسی چطوری می خواد از سدکنکور رد بشه، کاری بود که حتی از ماهرترین پیشگوها هم برنمی اومد ( مثلاً یادمه یکی از همون کار درستاشون به من گفت دکتر میشم در صورتی که مهندس آب شدم، البته خب خیلی هم فرق نکرد. ولی نکته اینجاست که رشته ی من ریاضی بود نه تجربی!!) .
خب، بگذریم.غرض فقط یادآوری خاطرات نبود بلکه می خواستیم یادی هم از مشاور دبیرستان و حتی مربی مهدکودکمون بکنیم، و البته مهمتر از همه اینکه یکبار دیگه این سئوال اساسی رو از خودمون بپرسیم که : "عزیزم، هدفت از درس خوندن چیه؟".
اگه بعداز تموم شدن این دوران چهار ساله قصد ادامه تحصیل رو داری که از الآن باید عملیات قدم به قدم رو شروع کنی:
اولین قدم: انتخاب گرایش مورد نظر، که نه تنها به روحیات و علایقت نزدیک باشه، بلکه تا حد بسیار زیادی بتونه از خودش پول درکنه.
برای برداشتن قدم اول می تونید یه سری به صفحه ی آشنایی با رشته ی ما بزنید واز اون صفحه گرایشهای ارشد رشته مون و حتی دروس و ضرایب اون رو استخراج و استحصال کنید.
دومین قدم: علاوه بر اینکه با درنظر گرفتن منافع بالا، گرایش موردنظرتون رو انتخاب کردید، برای اینکه از انتخابتون اطمینان حاصل کنید با استادای گروه هم مشورت کنید. چون بعداز گذشت چند ترم و گذراندن چند واحد با هرکدوم از این اساتید، مطمئناً ایشان شناختی هر چند سطحی از شما و توانایی هاتون دارند و مطمئن باشید که مشورت با اونها و استفاده از راهنمایی هاشون خالی از لطف نیست.
یه نیم قدم مهم : درسای ترمتون رو فراموش نکنید.
سومین قدم: یه برنامه ریزی استخون دارو محکم، که تخلف از اون عواقب شدیدی براتون به دنبال داشته باشه ...
و آخرین قدم: خب،الآن حدود دوسال از شروع قدم به قدم گذشته و شما فقط چند هفته با کنکور کارشناسی ارشد فاصله دارید.(بخدا توهم نزدم، فقط چند لحظه چشمامو بستم و تخیلم رو به کار انداختم). با اطمینان به خودتون واعتماد به اینکه خدا مثل همه ی گام های پیش همراهتونه، برید تا دومین سد رو هم از پیش پاتون بردارید. خدا یارتون.
یادتون هم باشه که پشتکار و البته ایمان به پیروزی رو توی هیچ کدوم از گام های این مسیر زمین نذارید و همراهتون ببرید.
اگه هم علاقه ای به طی این مراحل ندارید وحتی بسیار مشتاق این هستید که هرچه زودتر این دو سال باقیمونده هم تموم بشه و برید پی کارو زندگیتون، باید به این مسئله واقف باشید که صرفاً خوندن این دروس نظری و حتی گرفتن یه نمره قابل قبول از اونا، شرط کافی و تضمین کننده ی آینده ی شغلی مناسب برای شما نیست.
قابل توجه این گروه محترم که پشتکار برای شما هم از عناصر حیاتی به شمار می ره و خودتون باید پی نکات مطرح نشده ی دروس مختلف و حتی کسب تجربه قبل از ورود به بازار کار باشید و البته یاد گرفتن چندتا نرم افزار توپ مربوط به رشته و حتی بی ربط به رشته رو فراموش نکنید. بدین منظور هم سری به صفحه ی آشنایی با نرم افزار ما بزنید، پشیمون نمی شید.
در آخر هم آرزو می کنم که هر کدوممون توی هر مسیری که برای خودمون انتخاب می کنیم، موفق باشیم که سربلندی اش اول برای خودمون و خوانوادمون، دوم همکلاسی هامون، سوم استادامون، چهارم دانشگامون و پنجم کشورمون به یادگار می مونه.